چاشنی آسمان....

تکه ای از آسمان شکست

و از شکاف سقف یکراست افتاد توی سوپ من .

شالاپ!

از شما چه پنهان از سوپ عدس بدم می آید،

اما این یکی را تا قطره آخرش خوردم!

خوشمزه بود،خوشمزه "البته با کمی گچ"

خدایا، آن قدر خوشمزه بود که یک دریاچه اش را می توانستم سر بکشم .

جالب است!

یک ذره آسمان با این همه تفاوت....!؟!؟!

"شل سیلوراستاین"

پ.ن:با اینکه از کوچیکی با اسمش مشکل داشتم ولی خدایی بامزه مینویسه

پ.ن:فقط سعی کنین قیافشو نبینین چون ممکنه از خوندن نوشته هاش منصرف بشین.کاره دیگه

کابووووس.....

از اونجایی که همیشه میگن خواب زن چپه و از اونجایی که خداروشکر من هنوز به درجه ی والای زن شدن نائل نیومدم میخوام مژده ی موروثی شدن ریاست جمهوری رو در خاندان محترم ا.ن بهتون بدم!!چون دو شبه که دارم خواب میبینم این اتفاق افتاده و رهبر عزیز و گرانقدر و دوست داشتنی(!) ما هم با خوشحالی از این اتفاق استقبال کردن!!!!!

تازه یه مراسم مثلا" همه پرسی هم انجام شد که نتیجه ی این همه پرسی در عرض 10 دقیقه توسط سربازای گمنام امام زمان اعلام شد که نشون میداد بیش از 99% باهاش موافقن!!!

خلاصه منم اومدم کارشونو راحت کنم و اعتراف کنم که اون یک درصد ما بودیم.یعنی من و احتمالا" دوستاییم که تو وبلاگم لینکن و یه چندتایی هم از اون اغتشاشگرایی که هنوز دارن تو اوین از مزایاش و اینترنت adsl ش استفاده میکنن!!

پ.ن:پس همتون شاد باشین که آینده ی نوه نوادگان تون تامین شده!!

پ.ن:از امشب تصمیم گرفتم کلا" نخوابم!!

حال من بی تو......

نيک بنگر به حال من بي تو. دوستي مي گفت: ويرانه من معماري توست جغد را بهانه مکن. آري چنين است و خواهد بود سرنوشت دل من ،که زير پايت افتاده. شبهايم با کابوس نديدنت مي گذرد و پگاه،اشکم را در پس دود سيگارم نهان مي‌سازم تا کس نداند، چه گذشت ميان من و تو. بشنو صدايي را که نه از گلوي من که از دل من برآمده است. دير زماني است ،که بغض حتي راه نفس بر من بسته است......

شب قدر......

به خاطر شب قدر جوگیر شده و از زر زر کردن زیادی جلوگیری می نماییم.

سکوت اختیار می کنیم

و

مثلا" نیشمان را می بندیم

باشد که سر به راه شویم.(هرچند بعید می نماید)

حیواناتِ انسان نما.......

فرق حیوان با انسان:

حیوونا وقتی احساس خطر میکنن اول فرار میکنن تا به یه جایِ امن برسن.بعدش برمیگردن پشت سرشونو نگاه میکنن تا ببینن اون خطری که تهدیدشون میکرده چی بوده!!

حالا انسان  وقتی با یه خطری رو به رو میشه اول صبر میکنه نگاش میکنه بعد که دیگه کار از کار گذشت تصمیم به فرار میگیره!!(که خوب قطعا دیگه مُرده)

البته این وسط حیوونایی هستن که وقتی خطری حس میکنن باهاش رو به رو میشن و میجنگن و انسانهایی هستن که وقت خطر فقط فرار میکنن و اصلا به پشت سرشون نگاه نمیکنن.که البته در هر 2 صورت کارِ حیوان بسی عاقلانه تر از انسان میباشد!!

پ.ن:اینجانب قصد بی احترامی به هیچ گونه انسان و حیوانِ محترمی را نداشته و فقط نظرِ شخصیمو گفتم.پس با جنبه باشین لطفا"!!

پ.ن:البته این حیوونا که گفتم شامل خر(!) نمیشه!!چون جدیدا" به این نتیجه رسیدیم که گویا خر سلطان حیوونا شده وهرکاری عشقش بکشه میکنه!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

آمارگیری....

آدما 2 دسته ن:

یه سریشون شبییه منن!!سری دیگه شونم هیچ اهمیتی نداره که چه جورین،چون شبیه من نیستن!!!!

حالا شما جزء کدوم دسته این؟؟؟

پ.ن:از این پس هرازچندگاهی برای دسته بندی و طبقه بندی شما دوستان عزیز سوالاتِ مهمی از این قبیل پرسیده خواهد شد!!

پ.ن:جهت جلوگیری از اشتباه در آمارگیری با دقت جواب بدین!!

غریبه ی آشنا......

حالا آنقدر غریبه‌ایم که انگار هزار سالِ نوری فاصله است بین چشم‌هایمان و دست‌هایمان و تن‌هایمان و کم کم فراموش خواهم کرد رنگ چشمهایت را در آن هم‌آغوشی عصر بهار و تو فراموش خواهی کرد مرا و خط خواهی زد این دو ماه را و خواهی رفت به جایی دور از من اما به یاد خواهم داشت تو را در تمام نشانه‌ها و بغضی که گلویم را خواهد فشرد حتی با این فاصله‌ی نوری و دست‌هایی که دیگر وجود نخواهند داشت تا من بر سر انگشتانش بوسه بزنم.......

by:unknown

خفه خون......

مامان رو به بچه ش_وسط خیابون:

+خفه خون میگیری یا خفه ت کنم؟؟؟

_........................

+با توام.چرا جواب نمیدی؟؟؟

_.........................

(بعدم مامانش محکم خوابوند تو گوشش)!!

پ.ن1:حالا واقعا" بچه باید چی جواب میداد؟؟باید میگفت خفه خون میگیرم یا بیا خفه م کن؟؟؟این مامانام بعضی وقتا یه سوالای تکنیکی می پرسنااااا

پ.ن2:نمیخواستم امشب این پست رو بنویسم ولی یه سوال بدجوری ذهنمو مشغول کرده بود.که اصولا" چه جوری خفه خون میگیرن؟آیا؟؟

روزنامه.....

از کنار دکّه ی روزنامه فروشی که رد می شدم، یه لحظه نگاه کردم به روزنامه ها و آدمایی که روزنامه می خریدن!!به این نتیجه رسیدم که چقدر آدمها و طرز فکراشون و دغدغه هاشون و نیازاشون با هم فرق می کنه!!

مثلا" اونی که همشهری میخره به احتمال خیلی زیاد بیکاره.(یعنی دنبال کاره)!!

اونی که بانی فیلم میخره حتما" پیگیره اتفاقای مربوط به سینماس!!

اونی که کیهان میخره از اون تیپ آدمایه خـ..............................................(نمیگم بد آموزی داره)!!

اونی که چلچراغ میخره حتما" مثل خودم روشنفکره!!!

اونی که جام جم میخره فقط دنبال یه روزنامه ی ارزونه که تا حدودی اتفاقای روز بیاد دستش!!

اونی که روزنامه ی بورس و سرمایه میخره دنبال یک شیء بی ارزش یا همون چرک کفه دسته(که البته من جونم واسه این موجود خبیث در میره)!!!

اونی که مجله ی خانواده ی سبز میخره یا عاشق داستانای مزخرف عشقولانه س یا واقعا بیکاره(البته این نوع بیکار با اون نوعِ شماره 1 فرق داره.این دنبال کار نیست.الّافه)

خلاصه همه اینارو گفتم که یادآوری کنم این مثلا" اشرف مخلوقات چقدر ناشناخته و چقدر غیر قابلِ شناخته!!

پ.ن: و در آخر به عنوان نکته ی اخلاقی ما همه را به خواندن هفته نامه ی وزین چلچراغ تشویق کرده و از خواندن بعضی روزنامه های درِ پیت باز میداریم!!