شاید وقتی دیگر.....

نیستم برای مدتی !!

شاید کوتاه،

          اما............

خدا کند دائمی شود این نبودنم...!!

بی شرمانه ها (1)

خودم با همین گوشام شنیدم که فروشندهه به اون یکی میگفت به مشتریا بگو: چون "تویی" این قیمت بهت میدیم.که فک کنن داریم خیلی تخفیف میدیم مثلن....میگفت این حرف تو فروش خیلی جواب میده....

_ با این حساب توام بدون وقتی میری یه چیزی بخری و بهت میگن چون "تویی" فلان قیمت،ینی چون تو پَپه ای این قیمت بهت میفروشیم.وگرنه به همه 5000 تومن ارزون تر میدادیم!!!

 

نمیدونم این مملکت گل و بلبلو کجای دلم جا بدم که خدا رو خوش بیاد!!!

 

پ.ن: همه چی به طرز ترسناکی آرومه.....

بی نمکان......

هنوز هستن آدمایی که وقتی ازشون میپرسی ساعت چنده،مچ دستشونو گاز میگیرنو میگن: یه ربع به استخون...

هنوز هستن آدمایی که وقتی دستتو دراز میکنی که دست بدی،یهو دستشونو میکشن و مثلا قد بچه رو نشون میدن  و میگن : یه بچه انقدی ندیدی؟!؟!

و هنوز هستن آدمایی که وقتی ازشون میپرسی چه خبر،میگن:سلامتی رهبر و یا وقتی میپرسی چه خبرااا میگن سلامتی عُلماااا....

بعضی جالب بازیا هنوز در حد گروه سنی ِ الفه...یا گروه سنی همزه حتی

 ینی واقعا ملت ِ رو مُخی داریم ما !!

 

repeat again and again and again

بعضی کارها و اتفاقها انقدر مسخره اند که حتی همان یک بارتجربه کردنشان هم زیاد است،چه برسد به تکرار دوباره آنها!!

بعضی کارها اما ، انقدر دوست داشتنی اند و آنقدر پخته ات میکنند که حاضری به هرقیمتی تکرارشان کنی....حتی وقتی می دانی آن کارها اشتباهند و نابودت میکنند....

مثل حالا....که من آنقدر کله خر هستم که اگر فرصتی پیدا میشد،آن اشتباه ِ کوتاه مدت ِ دوست داشتنی را بارها و بارها و بارها تکرار میکردم......تکرار میکردم تا تمام شوم!!!

 

پ.ن:  دست از سر ِ خوابهایم  بردار......